عشق بارانی
پرنده زیباست نه برای قفس دوست داشتن زیباست نه برای لمس کردن،برای حس کردن با تمام وجود کاش میشد اشک را تهدید کرد مدت لبخند را تمدید کرد کاش میشد در میان لحظه ها لحظه دیدار را نزدیک کرد من عشق را در تو،تو را در دل،دل را در موقع تپیدن وتپیدن را بخاطر تو دوست دارم من غم را در سکوت،سکوت را در شب،شب را در بستروبستررابرای اندیشیدن به تودوست دارم من دنیا را بخاطر خدایش،خدایی که تو را خلق کرددوست دارم. هيچ و باد است جهان؟ گفتي و باور كردي!؟ كاش، يك روز، به اندازه «هيچ» غم بيهوده نميخوردي! كاش، يك لحظه، به سرمستي باد شاد و آزاد به سر ميبردي! یه جایی که تا بررسی میگن که دیره برو مگن اگه صداش کنی به قلب تو سر میزنه چقدر صدات کنم خدا بیا که پایان منه تو گریه ی ستاره ها سر روی جاده ها میزارم نم یاد صدای پاهات رو به آسمون می بارم من نشستم بعد پایان تو بیا منو شروع کن شمعی تنها روبه بادم تو غروب من طلوع کن پنجره ی امیدم و روبه خدا باز میکنم اونم منو نمی بینه گریه رو آغاز میکنم تو التهاب گم شدن کسی به یاد من نبود دنبال ردپای تو منو به انتها رسوند افتادم از چشم خدا شکسته بال لحظه ها تکیه کرده غم دنیا تو دل خسته ی تنها منم اون که مونده پاییز زیر بارون جدایی تو ببخش منو ندارم جزتو هیچکس و خدایی بی تو چون شبهای دگر امشب آرامی ندارم در سکوت کوچه تو نیمه شب ره میسپارم آن زمان این کوچه هرشب کوچه میعاد ما بود بر لب ما تا سحر گه قصه ی فردای ما بود این زمان افکند برما سایه ی دیدار جدایی ای خدا آخر کجا رفت روزگار آشنایی ای کویر سینه ی من بوته های آتشت کو در شب سرد جدایی شعله های سرکشت کو
| قالب وبلاگ : فقط بهاربيست |

