تبليغاتX
عشق بارانی


عشق بارانی

به شانه هایم تکیه کن و گوش بسپار به صدایی که بی وقفه در عطش

خواستن می سوزد و خاکستر می شود. حرفی به من بزن زمزمه کن

بگذار آن زمان که خورشید اولین تشعشع خود را به زمین می پاشد

هنوز شنونده زمزمه ی تو باشم تو اگر عاشق باشی به وقت سرگردانی

فقط نشانی مقصد گمشده را از قلبت طلب می کنی و فقط قلبت می داند

در جهان عشق سرگردانی و شکست وجود ندارد و آتش کوچکی از عشق

که به دل می افتد با تماشای روی محبوب به بادی می ماند که به خرمنی عظیم

شعله می افکند و تمامب آن را می سوزاند و خاکستر می کند اما ای خدای یکتا

وقتی جسم عاشق سوخت خاکسترش را پیش کش محبوب کن تاشاید گرمای

آن قلب یخ زده اش را اب کند.....!

 

نوشته شده در چهارشنبه 5 تیر1387ساعت 22:33 توسط امین| |


قالب وبلاگ : فقط بهاربيست